دستچین

#روسیه
Канал
Логотип телеграм канала دستچین
@dastcheanПродвигать
1,39 тыс.
подписчиков
8,56 тыс.
фото
3,13 тыс.
видео
2,56 тыс.
ссылок
دو كلمه حرف حساب، كمى تماشا، جرعه‌اى موسيقى
К первому сообщению
روسیه دوستان(روسوفیل ها) بخوانند

- می گویند چقدر به این عهدنامه های گلستان‌و ترکمنچای می چسبید، این ها مربوط به دوره قاجار و تزارها بوده است؛ گذشته ها گذشته ، رژیم ها عوض شده اند و تاریخ را باید از نو نوشت.‌ این که ۷۰٪ سرزمین ایران را روس ها جدا کردند ، امری ماضی است؛

- این نیز که در جریان جنگ اول جهانی، روس ها ایران و مردمش را زیر سخت ترین فشارها و کشتارها قرار دادند نیز امری ماضی است و به عهد قاجار و تزارها بر می گردد؛

- این که روسیه پس از پایان جنگ دوم قصد خروج از ایران را نداشت و تنها با اولتیماتوم اتمی ترومن ناگزیر ارتش سرخ را به شمال ارس برد ، نیز امری ماضی است و به دوره پهلوی ها و حکومت کمونیستی شوروی بر می گردد، در چاله تاریخ نیفتید؛

-آرای موافق و یا عدم استفاده از حق وتوی فدراتیو روسیه در باره قطعنامه های متعدد علیه جمهوری اسلامی ، از جمله قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۲۷ ،۱۷۴۷ ، ۱۸۰۳ ، ۱۸۳۵ ،۱۹۲۹،۱۹۸۴ ،۲۰۴۹ ،۲۱۰۵ و ۲۱۵۹، به ویژه قطعنامه خردکننده ۱۹۲۹، که تا همین اواخر ادامه داشته است، فقط به دلیل نبود مناسبات و پیمان استراتژیک بین دو ملت و دو حکومت بوده است؛ و گرنه روس ها هم پیمان های عالی هستند؛

- این که روس ها بارها تاکید داشته اند که با جمهوری اسلامی دارای مناسبات استراتژیک نیستند، به خاطر ملاحظات دیپلماتیک و جلوگیری از فشار آمریکا است؛ در واقع برخلاف تصورات مناسبات ایران- روسیه، عشق یک طرفه نیست و به محض بسته شدن پیمان ۲۰ ساله ایت الله رئیسی و پوتین ،این عشق دو طرفه خواهد شد؛

- سال ۲۰۲۵؛ این که روسیه همراه با بقیه شورای امنیت به قطعنامه ضد ایرانی رای داد نگرانی ندارد، این‌گونه ای پولیتیک است که‌ بعدها معنی آن را خواهید فهمید.

خدا انسان را آفرید و انسان توجیه را.
#یدالله_کریمی_پور
#ایران
#روسیه
#آیت_الله_رییسی
#پوتین
#پیمان_۲۰_ساله
#قطعنامه_های_شورای_امنیت
@karimipour_k
ته نوشت روسیه

ملت- دولت فدراتیو روسیه از فروپاشی اتحاد شوروی بدین سو، در پی همبستگی و پیوستگی با جهان غرب یا سیستم لیبرال دمکراسی چیره بر جهان‌ پیشرفته بوده است. این سناریویی است که برخی تزارها ازجمله پتر کبیر بدان صوب حرکت می کردند. ولی این مهم تا کنون به منصه ظهور نرسیده و تصور چشم اندازش هم آسان نیست. چرا؟

گرچه کلید واژه تاریخی اروپائیان در باره روس ها "اوراسیایی" بوده و آنان را در شمار تمدن محض غربی محسوب نکرده اند، ولی بیشتر نشانه ها و شاخص ها حاکی از غربی بودن آنان است:
مسیحی بودن قاطبه آنان، آن هم از گونه ارتدکسی(سنتی)، قواره ظاهری، تاریخ و حافظه تاریخی در هم بافته با اروپا و هم شانی در قدرت ملی و بالندگی تاریخی، همه نشانگر چنین تشابه فرهنگی و بلکه تمدنی است. کافی است به رمان نویس های روس بنگرید؛ آنان که در قله جهانی این گونه نویسندگی جای دارند؛ و یا به پیامدهای شگفت جنگ هاشان در تاریخ اروپا و جهان. از جمله نجات اروپا به دست آنان از یاغی گری ناپلئون و هیتلر.
پس با این همه ، چرا لیبرال دمکراسی از پذیرش آنان به دور سفره خود امتناع می ورزد؟ سهل است که آنان را یاغی و بلکه وحشی و نامتمدن و بیگانه با خود می خواند. بلکه پیاپی و بی درنگ در پی کنترل روس ها بر آمده است. کوتاه آن که چرا به خواست آنان دایر بر غربی قلمداد شدن تن نمی دهند؟

گرچه تا کنون پاسخ های پر بها و متینی از زوایای گوناگون‌ به این پرسش داده شده است، ولی به گمانم ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی، در جایگاهی هستند که قادرند جامع ترین پاسخ را برای این پرسش مهیا سازند‌.

تا جایی که به فیلسوفان تاریخ و داعیه داران ادب و فرهنگ اروپا از سده 18 بدین سو بر می گردد ، کمتر نظریه و دیدگاه گرانسنگی در باره انفکاک فرهنگی- تمدنی روس - اروپاییان به چشم می خورد. رویکرد غالب و سترگ آن بوده که آنان به عنوان اسلاو، دنباله اروپا در خاور تا اورال بوده اند.

البته این سنجه و رویکرد هرگز به مذاق سیاستمداران ، دولتمردان و استراتژیست ها خوش نیامده است. برای این دسته ، روس مترادف بوده با گونه ای بربر اوراسیایی ، نیمه متمدن و نمادشان شده خرس درنده. مردمی خشک و خونسرد و دغل باز ودکا نوش. چرا؟ منابع این دوبینی و تفاوت رویکرد فرهنگ مداران برجسته و استراتژیست های قدرت مدار از چیست و از کجا سرچشمه گرفته است؟

اصل قضیه به آن بر می گردد که دستکم از سده 19 برای رهبران دولت های دریا محور یا متولیان تمدن دریایی، اندک اندک روشن شد که روس ها به عنوان قافله سالار تمدن قاره ای، همواره کششی سرشتی به سوی سواحل دریاهای گرم دارند. روس ها تنها راه رهایی خود از زندان خشکی و حقارت و چیرگی بر کم داری ملت خود را در دستیابی به این گونه سواحل در پیرامون 5 دریا می جستند:
سیاه، مدیترانه، احمر ، خلیج های فارس و عمان و بالتیک.
البته که چنین گرایش سرشتی برخاسته از قفل های سرزمینی، با رویکرد و خواست تمدن دریایی ناسازگار بود. بنابراین داستان بس دراز و ادامه دار روس-غرب، رویارویی دو هدف ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک متضاد بوده است:

باز شدن تا دستیابی به دریاهای گرم و آزاد برای برون رفت از زندان تاریخی و در مقابل تلاش در جهت پس زدن و نگه داشتن آنان در استپ های یخزده سیبریا.

آن چه امروز در اوکراین ، بلاروس و قزاقستان و قفقاز جاری و ساری است و گاه در قالب رخدادهای جدا از هم تحلیل می شود، پَرکاه و دنباله ای از این کشاکش است. روس ها می خواهند از آخرین سنگر حائل های تاریخی -ژئوپولیتیک خود در سرحدات اروپای خاوری و آسیای مرکزی دفاع کنند و تمدن دریایی بی وقفه و آرام و پرقدرت در پی دومین فروپاشی روسیه است.
بارها گفته و نوشته ام که روسیه فروپاشی 1991 شوروی را باید به فراموشی بسپارد، سناریوها برای فروپاشی دوم(رهایی آسیای مرکزی +قفقاز) مهیا شده و محتوم است. فروپاشی سوم نیز تبدیل روسیه بزرگ به ۲۳ کشور مستقل خواهد بود. البته که در آینده دور، روس ها نیز کشور خود را بین مسکو- سن پترزبورگ برپاخواهند کرد‌.
#یدالله_کریمی_پور
#روسیه_روس_ها
#تمدن_قاره_ای
#تمدن_دریایی
#اسلاو
#ارتدکس
@karimipour_k